| لهستان: قدرت همبستگی | | چاپ | | ايميل |
|
چند خط نخست...ه
آن شب در ساحل دریای بالتیک نسیم ملایمی می وزید. دوازده کارگر در اتاق کنفرانسی پر از دود سیگار، زیر جرثقیلهای عظیم کارخانهٔ کشتیسازی لنین نشسته بودند و بحث میکردند. بحث در بارهی تهیه فهرستی از خواستهها بود که باید از طرف پنجاه هزار کارگر اعتصابی در اختیار مقامهای دولتی قرار میگرفت. فهرست آنان شامل خواستههای بسیاری از جمله اضافه حقوق برای کارگران و مرخصی طولانیمدتتر برای کارگران تازه وضع حمل کرده میشد. مهمترین این خواستهها اما تقاضای تشکیل اتحادیههای مستقل کارگری بود، خواستهای که در نهایت لهستان را برای شصت و هشت هفته دچار التهاب و آشوب کرد. این واقعه همانقدر در لهستان سال ١٩٨٠ اهمیت داشت که اعتراض آوریل ١٩۳٠ در هند و قیام اکتبر ١٩٠٥ در روسیه. بر خلاف شورای سن پترزبورگ و کنگرهٔ ملی هند، کارگران گدانسک خواهان تغییر دولت نبودند. آنها میدانستند که دوبار پیش از آن در سالهای ١٩٥۶ و ١٩۶٨ تانکهای روسی مقاوت مردم خواهان فضای باز سیاسی را درهم شکسته بودند و نمیخواستند تراژدی مشابهی برای لهستان رخ دهد. آنها به دنبال احقاق حقوق صنفی و نه سیاسی خود بودند.ه
در روزهایی که در پی آمد کارگران در آن اتاق کنفرانس همهٔ تلاشهای مقامهای دولتی لهستان را برای بیاثر کردن اعتراضشان ناکام گذاشتند. استراتژی مبارزاتی آنان به صورت خودجوش شکل نگرفته بود چرا که پیش از آن نیز بارها برای ایجاد اتحادیههای مستقل کارگری دست به اعتصاب زده بودند. برخی از حاضران در آن اتاق فیالحال سالیانی از عمر خود را صرف پیکار در این راه کرده و بااخراج شدن از کار، مضروب شدن و به زندان افتادن مجازات شده بودند. این کارگران کشتار همکاران خود را به دست نیروهای انتظامی به چشم دیده بودند ولی از پیکارهای پیشین درسها آموخته و میدانستند که چگونه با زیرکی و احتیاط عمل کنند. در دو دههٔ پایانی سدهی بیستم در لهستان یک جنبش گسترهٔ مردمی با استفاده از شیوههای بیخشونت مبارزه سرنوشت آن کشور را عوض کرد.ه
متن کامل "لهستان: قدرت همبستگی" را بخوانید
|

.jpg)